انشا در مورد حجاب

انشا در مورد حجاب
حجاب من ، چادر مشکی من است , پس چادرم را دوست دارم . من این سیاهی تمام قد را دوست دارم ! خودم ، دوستش دارم و انتخابش کردم ! اما نه به اجبار خانواده و نه به قانون اداره و نه به هر دلیل دیگر . با تمام آرزوهای رنگارنگ ، با تمام راحتی ها ، با تمام دنیا ، عوضش نخواهم کرد . می دانی ، چرا ؟؟ برای اینکه حجاب واجب است و حجاب داشتن حق من است . مپندار که دست و پا گیر است ، چون که باید دست و پا رابگیرد!
از دست درازی ها و قدم های اشباه
حجاب چون چتری است در برابر باران مسموم نگاه ها !
ذوق خارج از خانه بودنم تنها به چادر سیاهم است !
به اینکه باید از حق خود دفاع کنم …
همان حق داشتن حجاب را می گویم
به اینکه من حق دارم چادری باشم و تو اگر نخواستی ، نباشی
من یک چادری ام
دوستش دارم و چادری خواهم ماند .

انشا در مورد حجاب











