انشا گفت و گو بین مداد و پاککن
شب شده بود. همه جا در سکوت فرو رفته بود. یکدفعه مداد رو به پاککن گفت: متأسفم. پاککن گفت: چرا؟ تو هیچ کار اشتباهی نکردی. مداد جواب داد: متأسفم چون…
شب شده بود. همه جا در سکوت فرو رفته بود. یکدفعه مداد رو به پاککن گفت: متأسفم. پاککن گفت: چرا؟ تو هیچ کار اشتباهی نکردی. مداد جواب داد: متأسفم چون…
انشای زیبا در مورد بوی خاک پس از باران باران یعنی بوی کاهگل های خانه مادر بزرگ ، باران که می بارد بوی کاهگل به مشام می رسد و آدمی…
انشا درمورد طعم بستنی یخی بستنی یخی طعم هم مانند یخ در شکر است و وقتی آن در دهان تو است لایه های یخی آن بین دندان هایت جا خوش…
انشا درباره حضرت فاطمه زهرا او، الگوی همه زنان عالمْ در زندگی، راز و نیاز، عبادت، اخلاق و ایمان بود. همسری مهربان و فداکار برای حضرت علی علیه السلام و…
انشاء با موضوع ناخن ناخن یکی از اجزای بدن انسان است که متصل به انگشت های دست می باشد و وظیفه های مختلفی دارد مثل محافظت از انگشت یا کمک…
انشا درباره ی یک خاطره مقدمه:لحظه به لحظه ی زندگی ما خاطره هایی هستند که در یاد ما ثبت می شود و اتفاق هایی که می افتند،…
انشا با موضوع برداشتن یک ظرف داغ مقدمه: انسان به صورت خودکار در مقابل بعضی از حوادث واکنش نشان می دهد مثل عقب بردن سر هنگام نزدیک شدن جسمی به…
انشا درباره صدای لالایی مادر هر صدایی حس و حالی را در وجود انسان زنده میکند. یکی از صداهای گرم و لطیف که به خصوص به نوزادان و کودکان حس…
انشا درباره ی زمستان موضوع انشا : زمستان را با یلدا ، آدم برفی حیاط ، سرما ، عظمت و معصومیتش دوست دارم مقدمه : زمستان است. هوا سرد است….
انشا درباره ی حجاب حجاب من ، چادر مشکی من است , پس چادرم را دوست دارم . من این سیاهی تمام قد را دوست دارم ! خودم ، دوستش…